پنجره
داری از پشت شیشه رد می شی
چترتو جمع می کنی آروم
خیس می شی و باز می خونی
زیر لب شعرهای نا معلوم
×××
صورت تو اگرچه واضح نیست
برق چشمات همونه که بوده
زیر بارون قشنگتر می شی
شیشه هامون ولی مه آلوده!
×××
عاشق گونه های خیس توام
عاشق گونه های خیس منی
من پریشون خواب موی توام
وقتشه خوابمو بهم بزنی!
×××
فصل گل کردن شقایقها
وسط دامن دماونده
باز می بینی اونی که می خوای
پشت شیشه داره می خنده...
×××
این بهار فصل دیگه ای میشه
فصل آغوشهای بی منظور!
فصل بارون و فصل پنجره ها
فصل بوسیدن تو دورادور...
×××
+
; ٢:٤٧ ب.ظ ; سهشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
نظرات ()

