سلام ای تنها بهونه...

شعر

دیوانه

دیوانه ام ،نپرس که دیوانه ام چرا؟

با این سئوالهای خودت می کشی مرا!

دیوانه ای شدم که به زنجیر می برند

در حلقه های موی تو دل را به ناکجا...

***

تجویز می کنند برایم سکوت را

ممنوع کرده اند صدای فلوت را

سمّ است هرچه یاد تو می آورد مرا

از باغ برده اند درختان توت را!

***

با عده ای شبیه خودم همکلاسیم

تو نیستیّ و حل نشده بی حواسیم

شبها که با ستاره تو حرف می زنم

اسباب خنده است ستاره شناسیم

***

گاهی به یاد چشم تو آرام و سوگوار

گاهی به جستجوی تو یک روح بیقرار

تقصیر چشم توست نه تاثیر قرصها

این چهره پر از غم و رفتار خنده دار!

***

این روزها که حال من انگار بهتر است،

ازحال من نپرس که این کار بهتر است!

اسم تورا به باد سپردم که گم کند،

یاد تورا به خاک که بسیار بهتر است!

***

از پنجره زیاد به تو زل نمی زنم!

دیگر به روی موی خودم گل نمی زنم!

پرهیز از هوای تو دارم هنوز هم،

حتی به حافظ تو تفال نمی زنم...

***

بر من ببخش این فوران سکوت را

گم کرده ام ستاره بیرنگ و روت را

بر من ببخش گاهی اگر گیج و مبهمم

گاهی نمی شناسم اگر بوی موت را...

***

+   ; ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

ترانه تازه ای پست می کنم که هنوز خیلی روش کار نکردم و منتظر نظرات شما هستم

من میزو می چینم،پشتش تو می شینی...

من روبروی تو،اما نمی بینی!

هرشب همین قصه است:یک شام رویایی،

یک خونه آروم،با نور تزئینی!

***

خوشبخت خوشبختیم،از خونمون پیداست!

از چشمهامون نه،از هرچی که اینجاست...

مردم همه میگن:"خوشبختی یعنی این:

زن ساکت و آروم،صاحبخونه آقاست!"

***

هر روز صبح من بی تو شرو(ع) میشه

یک روز تکراری از نو شرو(ع) میشه

وقتی که برگردی دور تو می گردم!

هرروز این ساعت یک شو شرو(ع) میشه!

***

شبها ملالی نیست،جز اینکه می دونم،

فردا رو باز توی این خونه می مونم!

این خونه تاریکه با نور مصنوعی

دارم شبیه تو  روزنامه می خونم!

***

من میزو می چینم،پشتش نمی شینم

این  آخرین باره،این مردو می بینم!

...

...

 

 

 

 

 

 

 

+   ; ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir