سلام ای تنها بهونه...

شعر

شور

با سلام به همه دوستان همیشه همراه و ضمن عذرخواهی بابت غیبت طولانی که داشتم یک غزل با حال و هوای خاص تقدیم می کنم...

شور

چشمی برای عشق شما تر نمی کنند

آنقدر عاقلند که باور نمی کنند

باور نمی کنند که این شور ماندنی است

فکری برای تلخ مکرر نمی کنند

لبریز خشم می شوی و نعره می کشی

یک لحظه با غرور بشر سر نمی کنند

یک سینه بغض می شوی وآه می کشی

رحمی به شیشه های مکدر نمی کنند

فریاد می زنی که :"جان داد باغ گل"

سوگندمی خورند که:پرپر نمی کنند!

نقاش می شوی و به تصویر می کشی

کاری بجز سقوط مصور نمی کنند

شاعر که می شوی به غزل اکتفا نکن

شهنامه ای بساز که باور نمی کنند

پایان شاهنامه ما هم خوش است و شکر

فکری برای لحظه آخر نمی کنند!

***

چشمی برای عشق شما تر نمی کنند

آنانکه یاد مرگ کبوتر نمی کنند...

+   ; ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir